• تماس  
  • خانه 

نکته ای از یک حکایت/کسانی که ایمانشان قوی باشد در کار هم خیانت نمی کنند

26 دی 1392 توسط مرادی

 

 

یک مهندس روسی تعدادی کارگر ایرانی را برای کار

استخدام کرده بود. کارگران بنا به وظیفه شرعی

وقت اذان که می‌شد برای خواندن نماز دست از کار

می‌کشیدند. یک روز مهندس به آنان اخطار کرد که

اگر هنگام کار نماز بخوانند آخر ماه از حقوقشان کسر

می‌شود.

کسانی که ایمان ضعیف و سست داشتند از ترس

کم شدن حقوقشان، نماز را به آخر وقت می‌گذاردند

امّا عدّه ای بدون ترس از کم شدن حقوقشان، همچنان

در اوّل وقت، نماز ظهر و عصرشان را می‌خواندند.

آخر ماه، مهندس به کارگرانی که همچنان نمازشان را

اوّل وقت خوانده بودند، بیشتر از حقوق عادّی ماهیانه

پرداخت کرد.

کسانی که نماز خود را به بعد از کار گذاشته بودند به

مهندس اعتراض کردند که چرا حقوق آن کارگرها را بر

خلاف انتظارشان زیاد داده است. مهندس می‌‌گوید:

«اهمیّت دادن این کارگرها به نماز و صرف نظر کردن

از کسر حقوق، نشانگر آن است که ایمان‌شان بیشتر

از شماست و این قبیل آدم‌ها هرگز در کارخیانت نمی‌کنند

همچنان که به نماز خود خیانت نکردند.»

 


 نظر دهید »

نتیجه یاری نکردن ستمدیدگان / عابد به زمین فرو می رود

24 دی 1392 توسط مرادی

 

شیخ طوسی از حضرت امام صادق علیه السلام

روایت می کند که مردی پیر از عابدهای بنی اسرائیل

مشغول نماز بود که دید دو طفل خروسی را گرفتند

و پرش را می کنند و آن خروس ناله و فریاد می کند

پس آن عابد همان طور مشغول نماز بود و آن حیوان

را نجات نداد و از بچه ها جلوگیری نکرد . پس خداوند

به زمین وحی فرمود آن عابد را فرو بر و تا آخر دنیا فرو

می رود .

 

(گناهان کبیره ،سید عبدالحسین دستغیب ، ج 2 ، ص 70)


 نظر دهید »

داستان مرد فاضل و صدر اعظم / صدى نود مردمى كه دزدى نمى‏كنند به خاطر على(ع)و دستورهاى على و امثال على است.

29 آذر 1392 توسط مرادی


معروف است كه در زمان قاجاريه مرد نسبتا فاضلى كه بسيار

خوش نويس بوده ظاهرا از شيراز رفته بود مشهد براى زيارت.


دربازگشت پولش تمام مى‏شود يا دزد مى‏زند،و در تهران در حالى

كه‏غريب بوده بى‏پول مى‏ماند.فكر مى‏كند كه از هنرش كه خطاطى

است‏استفاده كند و ضمنا زياد هم معطل نشود.بر مى‏دارد همين

عهد نامه‏امير المؤمنين عليه السلام به مالك اشتر را كه بخشى

از آن را خواندم بايك خط بسيار زيبا مى‏نويسد.خط كشى مى‏كند،

جدول بندى مى‏كند،اين عهد نامه را در يك دفترى مى‏نويسد و آن

را اهدا مى‏كند به‏صدر اعظم وقت.

يك روز مى‏رود نزد صدر اعظمدر حالى كه‏ارباب رجوع هم زياد بوده‏اند.

نوشته را به او مى‏دهد ومى‏گويد هديه‏ناقابلى است.پس از مدتى

بلند مى‏شود كه برود.صدر اعظم مى‏گويدآقا شما بفرماييد.

با خود مى‏گويد لابد مى‏خواهد مرحمتى بدهد،مى‏خواهد خلوت

بشود.چند نفرى از ارباب رجوع مى‏مانند.بازمى‏بيند خيلى طول

كشيد،بلند مى‏شود كه برود.

دوباره صدر اعظم‏مى‏گويد: آقا شما بفرماييد.

تا اينكه همه مردم مى‏روند،فقط پيشخدمت هامى‏مانند.

صدر اعظم مى‏گويد :فرمايشى داريد؟

اين شخص مى‏گويد:نه،من عرضى نداشتم،همين را تقديم كرده بودم.

پيشخدمتها را هم‏مى‏گويد همه‏تان برويد بيرون،كسى حق ندارد بيايد

داخل اطاق.

اين‏بيچاره وحشتش مى‏گيرد كه اين ديگر چگونه است؟

!صدر اعظم‏مى‏گويد: بيا جلو!

مى‏رود جلو.آهسته در گوشش مى‏گويد:

چرا اين رانوشتى و براى من آوردى؟

مى‏گويد: شما صدر اعظم يك مملكت هستيد،اين هم دستور العمل

مولا امير المؤمنين(ع)است براى كسانى مثل شما.

فرمان اوست راجع به اينكه با مردم چطور بايد رفتار كرد.من فكرمى‏كنم

شما هم شيعه امير المؤمنين هستيد و چنين چيزى را دوست داريد.

فكر كردم برايتان هديه‏اى بياورم،هيچ چيز مناسب تر از اين پيدا نكردم.

گفت: بيا جلو.رفت جلو.

گفت‏: يك كلمه من مى‏خواهم به تو بگويم وآن اين است كه خود على

كه اينها را نوشت و به اينها بيش از هر كس‏ديگر پابند بود و عمل مى‏كرد،

در سياست از اينها چقدر بهره‏بردارى‏كرد كه حالا من بيايم به اينها

عمل بكنم؟خود على از همين راهى كه‏دستور داد عمل كرد و ديديم كه

تمام ملكش از بين رفت و معاويه براو مسلط شد.على خودش به اين

دستور العمل عمل كرد و شكست‏خورد،پس اين چيست كه براى من

نوشته‏اى؟ !

گفت: اجازه مى‏دهيدجواب بدهم؟

بله.گفت :چرا اين حرف را در ميان جمعيت به من‏نگفتى؟

گفت: اگر در ميان جمعيت مى‏گفتم پدرم را در مى‏آوردند.

گفت: بسيار خوب،جمعيت كه رفت چرا پيشخدمتها را گفتى همه‏تان‏

برويد بيرون؟

گفت : اگر يكى از آنها مى‏فهميد كه من چنين جسارتى‏به على مى‏كنم

پدرم را در مى‏آورد.

گفت: پيروزى على(ع)همين است.

چرا معاويه بعد از هزار و سيصد سال،احدى كوچكترين احترامى‏برايش

قائل نيست و جز لعنت و نفرين چيز ديگرى براى او نيست؟

على(ع)هم بشرى بود مثل من و تو.اين احترام را از كجا پيدا كرد كه‏تو

اگر به همين نوكرها و پيشخدمتها بگويى آدمهاى بيگناهى را گردن‏بزنيد

گردن مى‏زنند ولى اسم على را جرات نمى‏كنى با بى‏احترامى[جلوى

آنها ببرى]؟آيا جز اين است كه على(ع)را اينها به همين صفات‏شناخته‏اند

كه على مجسمه راستى و درستى،مجسمه وفاى به عهد و تجسم‏

همين دستور العملى است كه خودش داده است؟على(ع)به موجب‏

اينكه به همين سياست عمل كرد، هم خودش را در دنيا بيمه كرد و

هم‏اينها را.

اگر در دنيا فردى پيدا مى‏شود كه به اين اصول انسانيت عمل‏مى‏كند به

موجب همين است كه على(ع)اينها را نوشت و خودش عمل‏كرد.اگر او

اينها را نمى‏نوشت و خودش عمل نمى‏كرد،سنگ روى‏سنگ بند نمى‏شد.

تو خيال كرده‏اى كه اين اجتماع را با همان‏سياست‏خودت حفظ كرده‏اى؟!ا

گر مردم دزدى نمى‏كنند،به خاطر تودزدى نمى‏كنند؟!صدى نود مردمى كه

دزدى نمى‏كنند به خاطر على(ع)و دستورهاى على و امثال على است.

صدى نود مردمى كه فحشاءنمى‏كنند،به ناموس تو خيانت نمى‏كنند،به

خاطر همان على(ع)ودستورهاى على است.تو خيال كرده‏اى على(ع)

شكست‏خورد؟!

اين است كه مى‏فرمايد:

و لا يحسبن الذين كفروا سبقواانهم لا يعجزون .


ما بايد اين فكر را از دماغ خودمان بيرون بياوريم كه‏حق پيش نمى‏رود،

مردم تابع ظلم هستند،اساس دنيا بر ظلم و ناحقى‏است.اينطور نيست.

اين مقدارى هم كه از زندگى بشر باقى است،به‏اعتبار همان پيوندهاى

محكمى است كه اهل حق و اهل راستى و درستى‏برقرار كرده‏اند.

البته گفتم مقصود[از آيه مذكور]اين نيست[كه خدامى‏گويد]كافران بر ما

پيروز نمى‏شوند.كافران كه نمى‏خواهند با خداكشتى بگيرند.مقصود اين

است كه راه آنها بر راه ما هرگز پيروزنمى‏شود. پس كارى بكنيد كه در

راه ما باشيد.

 

( آشنایی با قرآن ، مرتضی مطهری ، ج 3)

 1 نظر

داستانی عبرت آموز / امر به معروف ها و نهی از منکرهایی که صورت می گیرد ، بسیاری از خود همین ها منکر است .

27 آذر 1392 توسط مرادی

 

 

آیت الله مطهری (ره) می فرمایند : یک وقتی یک داستان خارجی

در مجله ای خواندم ، نوشته بود ؛ دختری خیلی مذهبی بود ، یکی

از شاهزادگان عاشق و علاقه مند این دختر بود ، ولی مرد عیاش

و شهوترانی بود و می خواست او را در دام خویش بیندازد ، و این

دختر روی آن عفت و نجابتی که داشت و این که پایبند اصول دیانت

بود هیچ تسلیم این آقا نمی شد . هر وسیله ای برانگیخت که او را

گول بزند ، نشد که نشد ، دیگر تقریبا مایوس شده بود ، گذشت .


یک روز دید کسی از طرف این دختر پیغام آورده که خلاصه او آمادگی

خود را برای این که با هم باشند و مدتی خوش باشند اعلام کرد ،

شاهزاده تعجب کرد ، رفت سراغ او ، دید بله آماده است در زمینه

این قضیه تحقیق کرد که آن دختر که این قدر به نجابت و عفت خودش

پایبند بود چگونه یک دفعه روی آورده به عیاشی و فسق و فجور ؟


معلوم شد قضیه از این قرار بوده که یک آقای کشیشی بعد از این که

احساس می کند که این دختر ، یک روح مذهبی دارد به خیال خودش

برای این که او را مذهبی تر کند ، روزی از این دختر وقت می گیرد و

می آید سراغ او ، می گوید : من برای تو هدیه ای آورد ه ام ؛ ظرفی

بوده و روی آن حوله ای قرار داشته است ، هدیه را جلوی او می گذارد

و حوله را برمی دارد تا آن را نشان بدهد ، یک وقت آن دختر می بیند یک

کله ی مرده از قبرستان آورده تا چشمش می افتد تکان می خورد ،

می گوید این چیست ؟


کشیش می گوید این را آورده ام تا شما درباره اش فکر و مطالعه کنید ،

ببینید دنیا چقدر بی وفاست .


با این صحنه آن چنان نفرتی در دل این دختر به وجود می آید که نه تنها اثر

موعظه بخشی نبخشید ، بلکه آن وقت فکر کرد ، گفت : من به عکسش

عمل می کنم ، دنیایی که عاقبتش این است این چهار روز عمر را چرا به

این اوضاع بگذرانم لذا به سوی عیاشی کشیده شد .


این هم یک جور موعظه و نصیحت کردن است و باور کنید که در میان وعاظ

و نصایحی که افراد می کنند امر به معروف ها و نهی از منکرهایی که صورت

می گیرد ، بسیاری از خود همین ها منکر است .


بعد خود مرحوم استاد مطهری می فرمایند : من خودم داستانی دارم .

 


( آداب الطلاب ، شاکر برخوردار فرید ، ص 276 )

 

بیایید در امر به معروف و نهی از منکر کردن بیشتر دقت کنیم

 


 1 نظر

اگر منتظر باران هستید ، بباید به هنگام درخواست و طلب باران چترهایتان را به همراه بیاورید .

23 آذر 1392 توسط مرادی

 

 

چند سال متوالی بود که باران نباریده بود ، خشکسالی زندگی

مردم را به جدی تهدید می کرد ، ذخیره های دولت و مردم رو به

اتمام بود ، مردم تصمیم گرفتند به بیابان بروند و برای آمدن باران

دعا کنند ، همه جمع شده بودند . زمزمه دعای باران فضا را عطر

آگین کرد. مردم به تضرع و زاری از خداوند تبارک تقاضای باران

می کردند . در بین حضار دخترکی زیبا با چتری صورتی در صف اول

نشسته بود ، نگاهی امیدوار به آسمان دوخته بود و با دیگران دعا

را تکرار می کرد .

 

در حین دعا روحانی جلسه که مسئولیت قرائت دعا را به عهده داشت

متوجه این دخترک شد ، آن چیز که نظر او را جلب کرده بود ، این بود

که این همه زن و مرد برای طلب باران آمده بودند اما در میان این جمعیت

فقط یک دختر کوچک هفت ساله است که چتر خود را به همراه آورده

است ، چتری صورتی و کوچک ، در دستی کوچک اما پر از امید و انتظار .


شاید تنها کسی که به دعا و نیایش خود اعتقاد داشت ، او بود و تنها

کسی که خواستن را می دانست او بود و شاید تنها کسی که با دلی

مطمئن به درگاه خداوند آمده بود . دخترک هفت ساله با چتری صورتی

بود . شاید دیگران فقط جهت همراهی با جماعت آمده بود . یا بر حسب

عادت آمده بودند . شاید دیگران فقط ذکر زبانی را می دانستند ولی آن

کودک با اعتقاد قلبی آمده بود .


نکته


در دل کوچک فرزندانمان ، مهر و لطف و عنایت خداوند به ودیعه گذاشته

شده است . روشنایی دل آن ها ، ناشی از اتصال به یک منبع پر قدرت

الهی است . آن ها با امید کامل و استعانت تمام می طلبند . جهت ،

گزینش و انتخاب آنان ، سبیل الله است . آنها خدا جوی و و خدا پوی

هستند .


موثرترین و پر توان ترین و پر برد ترین جریان خدا جویی و خدا دوستی

در کودکان وجود دارد . آن چه موجب می شود سال به سال و با بزرگتر

شدن بچه ها ،آن جریان کمرنگ تر شود نوع تربیت ما بزرگتر هاست .

امید دردل بچه ها جزمی است ؛ یعنی این که اعتقاد کامل به براورده

شدن حاجت خود را دارند . بچه ها در خواسته هایشان بسیار مصر هستند

و پافشاری دارند ، تا به نیاز و خواسته خود دست پیدا کنند . گویا آن ها

می خواهند به ما بزرگترها بیاموزند که اگردعایی دارید ، اگر طلبی دارید ،

اگر خواسته ای دارید باید پافشاری کنید، باید به امید کامل و اطمینان به

برآورد شدن حاجت اقدام کنید . باید دعایتان را از حالت ذکر زبانی به امید

قلبی متصل کنید .


اگر منتظر باران هستید ، بباید به هنگام درخواست و طلب باران چترهایتان

را به همراه بیاورید .


بگذاریم طبیعت ، معلم فرزندانمان باشد و آن ها باید بهارها ، تابستان ها ،

پاییزها و زمستان ها ی زندگی را تجربه کنند . آنان باید گرمی و سردی را

بچشند ، آن ها باید خوب بشنوند و تجربه کنند و از شکست هایشان درس

زندگی و راز زندگی را بیاموزند .


شایسته است ،هر دیوار و حصار و کانالی که موجب محرومیت فرزندان ما

از دیدنی ها و شنیدنی ها و لذت های شرعی و قانونی می شود ، هر چه

سریع تر فرو ریزد و خراب شود

 

(تربیت دلپذیر ، دل تربیت پذیر ، محمد حسن رادمنش و افسر خلیلی ، ص 133)

 


 3 نظر

په زندگی پرجنب و جوش و حریصانه و کم ثمری !

22 آذر 1392 توسط مرادی

 

سنجاب ، حیوان کوچک و قشنگ و بسیار پرطمعی است که

معمولا در جنگل زندگی می کند . سنجاب ها گرچه حیواناتی

کوچولویی هستند اما با حرص و ولع تمام نسبت به جمع آوری

فندق و گردو و بلوط و… اقدام می کنند و در جاهایی آن ها را خاک

می کنند ، تا در زمستان که مواد غذایی کمتر پیدا می شود غذا

برای زنده ماندن داشته باشند . اما متاسفانه اکثر آن ها مکانهایی

را که مواد غذایی را دفن کرده اند، فراموش می کنند و نمی توانند

آن ها را پیدا کنند ، به راستی په زندگی پرجنب و جوش و حریصانه

و کم ثمری !


نکته


فرزندان ما با حرص و ولع تمام از کتاب های مختلف ،از کلاس های

مختلف ، از معلمان خصوصی ، از کتاب های جور واجور تست در اتاق

های خصوصی ، در قرائت خانه ها ، در کتابخانه ها با حمایت و تشویق

والدین و اولیای مدرسه اطلاعات و محفوظات را به مغز خود می ریزند .

دانش ها را با متد و روش های مختلف به ذهن می سپارند ، اما در

صحنه های زندگی نمی توانند از آن ها استفاده کنند . در موقع استفاده

یا آن را به یاد نمی آورند و پیدا نمی کنند ، یا اگر آن را بیابند ، آن مطلب

بسیار کهنه ، فرسوده و باطل شده است . جالب آن است که بسیاری

از آن ها بر بی استفاده بودن این علوم واقفند و باز هم با رقابت هر چه

بیشتر و با حرص شدید به حفظ آن مطالب می پردازند .


(تربیت دلپذیر ، دل  تربیت پذیر ، محمد حسن رادمنش و افسر خلیلی ، ص 133)

 


 1 نظر
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • کلام نور
  • اشعار
  • دل نوشته
  • دعا
  • مناجات
  • مهدویت
    • رسانه در آخر الزمان
  • فرمایشات رهبری
  • سخنی دوستانه
  • نکاتی از نهج البلاغه
  • مباحث سیاسی
    • عکس نوشته
  • عمومی
  • چهل گام شناخت
  • سخنرانی
  • کلام وحی
  • شهدا
  • کوتاه و آموزنده
  • مباحث تفسیری
  • مناسبت روز
  • اندیشه مطهر
  • فاطمیه
  • اشعار مهدوی
  • نکته ای از یک حکایت
  • نکاتی از معراج السعاده
  • انتخابات
  • ولایت فقیه
  • چکیده مقاله
  • حجاب و عفاف
  • یادداشت ها
  • اینفو گرافی
  • نکات طلبگی
  • تربیت دل پذیر
  • شهدای گمنام
  • دانلود کتاب
  • غدیر
  • مباهله
  • ماه محرم و عاشورا
    • امام حسین (ع) و احیای امر به معروف
    • معرفی یاران وفادار امام حسین (ع)
    • پیام آوران عاشورا
  • روایت و تصویر
  • لطایف
  • توصیه هایی از علما
  • امامت
  • پیامبر رحمت
  • نماز
  • انقلاب اسلامی
  • فاطمیه
  • سخنان حضرت زهراء سلام الله علیها
  • بانوی کرامت
    • احادیث
    • سخنان علما در مورد حضرت معصومه (س)
    • کرامات حضرت معصومه (ع)
  • نقش زنان در فرهنگ سازی عاشورا
  • دانلود ترجمه نهج البلاغه
  • امر به معروف و نهی از منکر
  • تقویت معنوی طلاب
  • ماه مبارک رمضان
  • امام رضا
  • پاسخ به شبهات
  • آموزش word
  • دهه فجر
  • امام علی (ع)
  • اسرار عبادات
  • معرفی کتاب
  • کلیپ
  • سبک زندگی عاشورایی
  • چکیده پایان نامه
  • مادر
  • اقتصاد مقاومتی : تولید - اشتغال
  • کارکاتور
  • یک لقمه کتاب
  • بیانیه‌ی گام دوم انقلاب

کاربران آنلاین

  • سلام
  • معصومه دایخی مفرد
دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ
مهدویت امام زمان (عج)

اوقات شرعی

کد آمارگیر

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس